۱۲ سال بردگی

فیلم سینمایی ۱۲ سال بردگی به نویسندگی جان ریدلی و به کارگردانی استیو مک کوئین در سال ۲۰۱۳ منتشر شد.
این فیلم محصول کشور آمریکا و بریتانیا است و در ژانر درام ،تاریخی و بر اساس خودزندگی نامه ۱۲ سال بردگی اثر سالومون نورثاپ است که یک سیاه آزاد بود، ولی ربوده شد و به عنوان برده فروخته شد.در این فیلم چیویتل اجیوفور ،مایکل فاسبندر،بندیکت کامبربچ،لوپیتا نیونگو ،سارا پلسون و برد پیت به هنرمندی پرداخته اند.

استیو مک کوئین در سومین اثر سینماییش فیلمی ساخته است که از هر حیث عالی و فوق العاده است . فیلمی که قرار است روز ها و سال های ننگین برده داری در آمریکا را به ما نشان دهد . داستانی که مک کوئین تعریف می کند ، داستان تلخ سالومون نورثاپ است که دوازده سال به ناحق به بردگی گرفته می شود و در این دوازده سال چه مشقت ها وسختی هایی که تحمل نمی کند .
اوایل فیلم ۱۲ سال بردگی ، روزهای خوش سالومون را می بینیم . روزهایی که وقتی آزادانه در خیابان راه می رود ، مردم و همسایگانش با او احوالپرسی می کنند و او هم از این آزادی لبخند رضایت دارد . مدت زمانی که فیلم به آزادی سالومون می پردازد کم است ، زیرا قرار است به سال های تلخ سالومون بپردازد . از اولین لحظاتی که وی به عنوان برده اسیر می شود ، ظلم و جور سفید پوستان را می بینیم تا لحظات آخر .
اما یکی از نکاتی که فیلم به خوبی به آن پرداخته این است که همه اربابان بد نیستند و در میان آن ها هستند کسانی که معتقدند انسان ها همه در برابر خداوند یکسانند و فرقی با هم ندارند . نقشی که برد پیت در فیلم ایفا می کند معتقد به همین اصل است .

کارگردان یک طرفه به قاضی نرفته است و همین ، فیلم را یک سر و گردن از فیلم های مشابهش بالاتر می برد . نکته بعدی ، نحوه روایت داستان توسط استیو مک کوئین است . مک کوئین در تعریف داستانش و نشان دادن سختی هایی که بر سالومون گذشته ، عجله ای به خرج نمی دهد و داستانش را آرام و با آرامش به مخاطب تعریف می کند .
این مسئله شاید برای برخی از مخاطبان که با اینگونه فیلم ها آشنایی ندارند کمی کسل کننده به نظر بیاید و آن ها را خسته کند ، اما مخاطبی که سینما را می شناسد و با مختصاتش آشناست ، و همچنین ، دو فیلم قبلی مک کوئین را دیده ، از لحظه لحظه فیلم لذت خواهد برد و در انتها ستایشش خواهد کرد .
لحظاتی در فیلم است که سالومون را می بینیم ، که به نقطه ای نامعلوم خیره شده است ، دوربین هم ثابت است و هیچ حرکت فیزیکی ای در صحنه رخ نمی دهد . اما در همین لحظات یک اتفاق مهم در حال رخ دادن است ، و آن همزادپنداری مخاطب با سالومون است .
در همین لحظات است که مخاطب و سالومون یکی می شوند . درد و رنج و سختیِ شخصیت را در همین لحظات باید درک کرد ، البته به لطف بازیِ عالیِ چیویتل اجیوفور ، و موسیقی هانس زیمر ، که مانند همیشه احساسات مخاطب را به بازی می گیرد .

دوازده سال بردگی فیلم تلخی است . کارگردان ابایی ندارد از این که صحنه های رنج آور و عذاب آور فیلمش را جلوی دیدگان تماشاگر بگذارد . صحنه هایی که تماشایش برای مخاطب دل رحم ، دقیقه های سختی را رقم خواهد زد . نمونه اش شلاق خوردن پتسی در اواخر فیلم توسط سالومون است . به قول ارباب اپس : ( باید یه جوری بزنی که گوشت و خونش با هم بریزه بیرون ) . و کارگردان چند ثانیه بعد ، همین جمله ارباب را به مخاطب نشان می دهد !

دوازده سال بردگی فیلم کاملی است . فیلمی است که هیچ عیب و نقصی ندارد . چه در فیلم نامه و کارگردانی و چه در موسیقی و تدوین و غیره . بازی های فیلم همگی فوق العاده و عالی اند . اما از بین همه بازیگران ، این مایکل فاسبندر است که مخاطب را شگفت زده می کند . مک کوئین در هر سه فیلمش ، از حضور فاسبندر استفاده درست و کاملا بجایی انجام داده است . اولین همکاری این دو ، فیلم گرسنه (Hunger -2008) است . فیلمی که توانایی های مک کوئین در کارگردانی و قابلیت های بالای فاسبیندر در بازیگری را به جهانیان شناساند . دومین همکاری مک کوئین و فاسبیندر ، شاهکاری اروتیک است به نام شرم (Shame-2011)
مایکل فاسبندر با فیلم شرم از ورود یک بازیگر بزرگ به دنیا خبر داد .بازیگری که می توان روی او حساب ویژه ای باز کرد .
حالا و سومین همکاری این دو ، دوازده سال بردگی است . فیلمی بسیار عمیق و تکان دهنده درباره روزهای تلخ زندگی سالومون نورثاپ . به نظر نگارنده ، کاری که مایکل فاسبندر در این فیلم انجام داد ، از عهده هیچ بازیگر دیگری برنمی آمد . فاسبندر در نقش ارباب اپس به شدت می درخشد . درخششی که تا مدت ها از ذهن مخاطب بیرون نمی آید . طرز راه رفتن ، طریقه حرف زدن ، شیوه رفتارش با برده ها ، مستی ها ، عصبانیت ها و شلاق به دست گرفتن هایش ، همه و همه از وی بازیگری بزرگ می آفریند .بیخود نیست که مک کوئین ، در هر سه فیلمی که تا بحال ساخته ، از حضور وی بهره گرفته است .
دوازده سال بردگی را باید بارها تماشا کرد ، و استیو مک کوئین را تحسین کرد . کارگردانی که فقط با سه فیلم ، خود را در زمره بهترین کارگردانان جهان نشانده است . جوایزی که این فیلم در جشنواره های مختلف دریافت کرده و همچنان هم ادامه دارد ، گویای همین نکته است که با فیلمی طرفیم که قرار است با قلب و ذهنمان بازی کند ، بازی ای تلخ و تاثیر گذار.

هر هفته، شنبه ها با هفته نامه اینترنتی فانیلی همراه باشید!

اشتراک گذاری در facebook
Facebook
اشتراک گذاری در twitter
Twitter
اشتراک گذاری در linkedin
LinkedIn
اشتراک گذاری در telegram
Telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
WhatsApp
اشتراک گذاری در google
Google+

پست های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *