نیلوفر و مرداب

کتاب نیلوفر و مرداب: هنر دگرگون کردن رنج‌ها به قلم تیک نات هان در تلاش است تا با الهام از آمیزه‌های بودایی، راهکارهایی مناسب برای کنار آمدن با رنج و مشکلات ارائه کند و شما را به سوی زندگی شاد سوق دهد.

افراد بسیاری هستند که رنج‌هایی عظیم دارند و از طرفی هم نمی‌دانند که چگونه آن‌ها را مدیریت کنند. برای بسیاری از افراد این مسئله در سنین جوانی رخ می‌دهد. با این تفاسیر چرا مدارس شیوه‌ی مدیریت رنج‌ها را به جوانان یاد نمی‌دهند؟ اگر دانش‌آموزی بسیار غمگین باشد نمی‌تواند تمرکز کند و چیزی بیاموزد. رنج‌های مدیریت نشده‌ی انسان امروزی بر دیگران هم تأثیر می‌گذارد. پس هرچه بیشتر هنر درست رنج کشیدن را یاد بگیریم، رنج‌های کمتری در جهان وجود خواهند داشت.

رنج و شادی، هر ‌دو ماهیتی طبیعی دارند، به این معنا که ناپایدار هستند و مدام تغییر می‌کنند. راز خوشبختی نیز در همین نکته نهفته است و باید بیاموزید که رنج را تغییر دهید و کنترل نمایید، نه اینکه از آن فرار کنید. در کتاب نیلوفر و مرداب (No mud, no lotus) تیک نات هان (Thich Nhat Hanh) تمرینات الهام بخشی را برای تغییر رنج و یافتن شادی واقعی ارائه می‌دهد.

تیک نات هان که راهب بودایی و مبارزی صلح‌طلب محسوب می‌شود به شما می‌آموزد که در زمینه‌ی مقابله کردن با رنج‌ها، مهارت لازم را به دست بیاورید.

از طرف دیگر، بنیادی‌ترین مشکل انسان‌ها این است که خود و دنیای خود را به خوبی درک نمی‌کنند و کتاب نیلوفر و مرداب شما را با دنیای شگفت‌انگیز درون‌تان آشنا می‌سازد تا این‌گونه بتوانید با آرامش و صلحی درونی به زندگی خود ادامه دهید.

تیک نات هان را بیشتر بشناسیم:

او را به عنوان شاعر، نویسنده، پژوهشگر و راهب بودایی ذن می‌شناسند. تیک نات هان که در زمره‌ی نویسندگان پرفروش نیویورک تایمز قرار دارد کتاب‌های بسیاری نوشته است که تمامی آن‌ها همواره با استقبال خوبی مواجه شده‌اند. این راهب بودایی در سال 1967 نامزد جایزه‌ی صلح نوبل شد و مارتین لوتر کینگ نیز چنان تحت تأثیر افکار او قرار گرفت که لب به تحسینش گشود. از میان سایر آثار این نویسنده می‌توان به مواردی مانند مدیتیشن راه رفتن، هنر دلبستگی و زندگی‌کردن، وفاداری‮‬ و… اشاره کرد.

در بخشی نیلوفر و مرداب می‌خوانیم:

در زندگیِ هر یک از ما برخی بیماری‌ها ریشه در آزردگی‌ها و رنج‌های خودمان دارند، اما برخی از آن‌ها از اجدادمان به ما منتقل شده‌اند. به ساقهٔ ذرت بیندیشید که از رویش یک دانه پدید می‌آید. هر خوشه و برگ ذرت، طبیعت آن بذر نخستین را در بر دارد. و در مورد تک‌تک سلول‌های گیاه نیز همین‌طور است. دقیقاً همان‌طور که گیاه ذرت دنبالهٔ بذر ذرت است، شما نیز دنبالهٔ والدین خود هستید.

هنگامی‌که عکس پنج‌سالگی خود را می‌بینید، ممکن است از خودتان بپرسید: «آیا من همان کسی هستم که در کودکی بودم؟» نمی‌توان با «بله» یا «خیر» به این سؤال پاسخ داد. آنچه اکنون هستید یعنی ظاهر، احساسات، حالات روانی، ادراک و آگاهی شما  با زمان کودکی‌تان خیلی تفاوت دارد. واضح است که شما دقیقاً همان فرد، آن کودک پنج‌ساله، نیستید. البته اگر بگویید فردی «کاملاً» متفاوت نسبت به آن دوران هستید، در اشتباهید. آنچه اکنون هستید دنبالهٔ همان کودک است.

پیش از آنکه مادرم مرا به دنیا بیاورد یک سقط جنین داشت. آیا آن کودکی که نتوانست به دنیا بیاید برادرم بود یا خود من بودم؟! آن کودک من نبودم اما تفاوت بسیاری هم بین من و او نبوده است. به بیانی، پاهایم را از اجدادم به ارث برده‌ام. به‌درستی می‌دانم که وقتی قدم می‌زنم با پاهای خودم گام بر‌می‌دارم اما این پاها به آن‌ها نیز تعلق دارد. بازوان پدرم را در بازوانم می‌بینم. دست‌های مادرم را در دستانم می‌بینم. من دنبالهٔ والدینم هستم.

هر هفته، شنبه ها با هفته نامه اینترنتی فانیلی همراه باشید!

اشتراک گذاری در facebook
Facebook
اشتراک گذاری در twitter
Twitter
اشتراک گذاری در linkedin
LinkedIn
اشتراک گذاری در telegram
Telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
WhatsApp
اشتراک گذاری در google
Google+

پست های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *