غیر ارتدکس (Unorthodox)

سریال چهار اپیزودی غیر ‌ارتدکس (unorthodox)  نوری روی خشونت خانگی بین خانواده‌های یهودی‌ ارتدکس ساکن نیویورک انداخته و تنوعی از رنج‌های زنان را (این بار خارج از خاورمیانه) نشانمان می‌دهد که کمتر درباره آن شنیده‌ایم.
سریال غیر ‌ارتدکس ؛ روایت زندگی واقعی زنی به نام «دبورا»ست که تصمیم مهمی برای رهایی از سنت‌های مردسالارانه اجتماع کوچکشان در قلب آمریکا می‌گیرد. او در سریال «استی» نام گرفته و برای این تصمیم بزرگ فقط ۱۹ سال دارد و آنقدر بدون مهارت رشد یافته که حتی از این هم کمتر به نظر می‌رسد.
داستان از اتاقی با دو تخت تک نفره در یکی از محله‌های بروکلین شروع می‌شود که «استی» فکر می‌کرد قرار است زندگی‌اش را تغییر دهد. اتاقی که اول شبیه به خوابگاه به نظر می‌رسد اما در واقع محل زندگی زن و شوهر جوان یهودی از قبیله ساماتا است که آداب پیچیده‌ای برای ازدواج، رابطه جنسی، کار و تحصیل دارند. راز پشت این تخت‌های جداافتاده زن و شوهر، برق موهای مصنوعی یا سرپوش‌های زنان کم کم در سریال روشن و ارتباط آن با عقاید گروه ارتدکس یهودی ساماتا واضح می‌شود. آداب و مناسکی که تا به حال کمتر از آن شنیده‌ایم و صدایی که کمتر به بیرون درز کرده است. در طول چهار اپیزود تمام سعی استی این است که بندی که این گروه به پایش بسته را باز و از آنجا فرار کند.

یکی از نقاط اوج داستان روایت هولوکاست و تاثیر آن بر خشونت علیه زنان است. هولوکاست برای آنها هنوز ادامه دارد؛ این بار اما نه در اردوگاه‌های مرگ نازی بلکه در خانه‌های یهودیان. در این جامعه کوچک به شدت سختگیر از دست دادن شش میلیون یهودی بهانه خوبی برای تبدیل کردن زنان به ماشین تولید مثل بوده است. زنانی که نمی‌توانند تحصیلاتشان را ادامه دهند،
باید زود ازدواج و هرچه زودتر یک یهودی جای کشته‌شده‌های جنگ جهانی دوم تقدیم جامعه یهودیت کنند. نمی‌توان از ظلم به یهودیان در جنگ دوم جهانی به سادگی گذشت اما در تمام سریال این سوال در ذهن تکرار می‌شود که آیا هزینه این جنگ را باید زنان بدهند؟ در این میان «استی» همانی است که نمی‌خواهد یک دستگاه تولید مثل باشد و مسیری را طی می‌کند که روزی مادرش رفته بود.
در بخش‌هایی از نمایش وقتی «استی» و کاراکترهای دیگر از نیویورک به آلمان، منشا رنج‌های عمیق قومی خود، سفرمی‌کنند، مدام سعی در یادآوری ترومای جمعی خود دارند. شخصیت‌های سریال در این سفرها بیشتر از هر چیز، به قبور یهودیان کشته شده سرمی‌زنند. انگار که اروپا و به خصوص آلمان، نقشه‌ای از تروماهای جمعی آنهاست.

غیر ارتدکس را بیش از آن‌که بتوان یک مینی سریال در نظر گرفت، می‌توان یک فیلم سینمایی بلند با مدت پخش سه ساعت و ۳۳ دقیقه دانست که به چهار بخش متوالی و وابسته به هم تقسیم شده‌ است. قسمت‌بندی چهارگانه این مجموعه باعث شده تا مخاطب در حین تماشا، برای اندکی هم که شده نفس تازه کند و با حوصله‌ی بیشتری برای دیدن ادامه‌ی ماجرای پرفرازونشیب استی وقت بگذارد. این مجموعه، داستانی یکپارچه و ممتد دارد که در کنار روایت فرار استی، با استفاده از فلش‌بک‌های متعدد محدودیت‌های مذهبی و سنت‌های دست و پاگیر مقابل او و هم‌کیشان جوانش را به تصویر می‌کشد.

غیر ارتدکس یکی از مجموعه‌های خوش‌ساخت نتفلیکس است. این سریال هیجان زیادی را در دل خود جای نداده و صرفاً تلاش کرده تا با ریتمی یکنواخت داستان خود را جلو ببرد. البته سریال با وجود ماهیتش که بر اساس بازسازی و برداشتی آزاد از رخدادهای واقعی است، نیازی به تزریق هیجان‌های غیرمعمول و استفاده از تکنیک‌های عجیب سینمایی نداشته است.
در حقیقت غیر ارتدکس به خودی خود آن‌قدر تأثیرگذار و گیرا هست که به تنهایی توان جذب مخاطب و برانگیخته کردن حس کنجکاوی را داشته باشد. از طرف دیگر بازی «شیرا هاس» در اثربخش بودن این سریال بی‌تأثیر نبوده و او توانسته در ایفای نقش استی به طور دقیق رسالت اصلی این مجموعه را به ثمر برساند.

با وجود تمامی این تفاسیر می‌توان گفت که سریال غیر ارتدکس از جمله آثاری است که واقعاً ارزش صرف کردن زمان برای تماشا را دارد؛ چرا که به خوبی می‌تواند تحسین اکثر افراد را به خود جذب کند.

هر هفته، شنبه ها با هفته نامه اینترنتی فانیلی همراه باشید!

اشتراک گذاری در facebook
Facebook
اشتراک گذاری در twitter
Twitter
اشتراک گذاری در linkedin
LinkedIn
اشتراک گذاری در telegram
Telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
WhatsApp
اشتراک گذاری در google
Google+

پست های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *